![]() |
![]() |
|
| وجودی از ذات پاک او |
|
به دریای من بریز ماهی قرمز لبهات را میگویم بی هراس غرق شدن زیبائیت را پخش آبهایم کن بگذار ماهی ها زیر پوستم عشق بازی کنند جنوب تر از همه ی این حرفها .... اصلا موج باش موج باش و دریای مرا به هم بریز بریز تمام تنت را روی عرشه ام .... روی عرشه خماری اش را جاشوهای خسته می کشند/تورها را تورهای دامنت را می گویم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 13:1 توسط تازنین مسیحا |
|
|
به جای تو می نویسم....
....چون هنوز دستای کوچیکت اونقدر قدرت نداره تا بنویسه ولی چشمای نازت اون قدر گیرایی داره که حتی منی که این قدر تو بهار و رنگهاش غرق میشمم حریفت نمیشم عزیزم. ....پس منو ببخش عزیزم....... برات از بهار مینویسم چون هنوز در آغوشش نگرفتی....چون هنوز خیلی مونده تا بتونی عطرشو حس کنی....با اینکه بهار درونی منو میبینی و عطرشم حس میکنی....کاش دیوید هم اونجا بود تا بتونیم نقاشی آسمونو تکمیل کنیم....ولی باز هم میشه امیدوار بود....اینو من از تو یاد گرفتم عزیزم....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 13:49 توسط تازنین مسیحا |
|
|
اولین سالگرد تولدت مبارک .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 12:50 توسط تازنین مسیحا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
بهار است و تولد وجودی جدید از ذات پاک او را جشن میگیریم .
|
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|